تبليغاتX
کلبه دراویش فتنه گر

کلبه دراویش فتنه گر

حجت الاسلام عبدالرحيم بيرانوند
بخش اول و دوم گفت و گوی بولتن با حجت الاسلام عبدالرحیم بيرانوند، کارشناس فرق و اديان حوزه علميه قم، در مورد ادعاي دراويش، مبني بر تأييد حضرت امام (ره) از آنان به عنوان آیا دراویش گنابادی مورد تأیید حضرت امام(ره) بودند؟ و حربه هاي سران فرقه تصوف جهت ادامه فعاليت هاي تشکيلاتي در ايران منتشر شد. در زیر بخش سوم این مصاحبه در ادامه خواهد آمد.
بولتن : به نظر شما آبشخور تحریفات و سوءاستفاده های تصوف فرقه ای از حضرت امام (ره) با چه انگیزه ای و از کجا سرچشمه می گیرد؟

حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند: بنده معتقدم اگر تاریخ قرون معاصر و سده های اخیر ایران را مطالعه کنیم و پیدایش مذاهب و  فرقه های مختلف بخصوص تصوف را مورد بررسی و کاوش قرار دهیم، می توانیم دست سران سودجو و دکان دار فرقه ی صوفیه را در پشت صحنه ی بسیاری از این گونه تحریفات و بدعت ها ببینیم. مطالعه اسرار پشت پرده این داستان،به خوبی به عمق خطری را که از این ناحیه وجود دارد بر ملا خواهد ساخت. بنا براین اگر نگوییم همه، تقریبا اکثر قریب به اتفاق این فرقه های ضاله از آبشخور یک عرفان بدلی « دروغین» تغذیه و سوءاستفاده کرده اند. جناب حجت الاسلام سید علی خمینی نوه ی بزرگوار حضرت امام(ره) در مقاله ای تحت عنوان «گذری بر هفت جلوه علمی امام خمینی (ره) » به این مطلب اشاره داشته و مینویسد:

«امروز چه گرم است بازار عرفان های دروغین وچه بسیار شنیده ام که همین دکان داران در دفاع از معتقدات خویش از امام مدد می گیرند و او را نیز عارفی چون خود تفسیر می کنند،حال آنکه خدا میداند فاصله امام تا این دکان داران چقدر است.» (1)

بنابراین باید این هشدار را به تئوری پردازان مدعی تصوف داد که امام را آنگونه که خودتان می اندیشید تحلیل نکنید ، شهرام پازوکی صوفی گنابادی از این دسته افراد است او در یکی از مصاحبه های خود در روزنامه شرق در مورخ 3 اردیبهشت 1385 ص 18 ستون دوم در مصاحبه ای که سوال کننده می گوید:

«غرض ما پرداختن به مسأله تصوف در ایران است»  بدون این که ضرورتی اقتضا کند می گوید:

«اهل تحقیق می دانند که نظر ایشان (حضرت امام) راجع به تصوف و عرفان چه بوده و حتی اگر به صراحت بیان نکرده باشند، لااقل چه آثارعرفانی اولیه وچه تفسیر سوره حمد حکایت از دیدگاهشان می کند»

متاسفانه باید بیان کرد که این افراد با مقاصدی سوء و با هدف اخذ مشروعیت برای  فرقه ی خود دست به تحریف آراء و شخصیت امام(ره) می زنند حال اینکه همانطور که عرض کردم آثار امام (ره) پر است از رد تصوف تشکیلاتی و فرقه ای، من اینجا باز مجبور می شوم  سری به دیوان حضرت امام بزنم تا خوانندگان محترم، خود بهتر قضاوت کنند، امام (ره) در دیوان شعرشان چاپ سوم تنظیم نشر آثار شان ص 20 در رد ادعاهای پوچ درویشان می فرمایند:

 گوش از عربده ی صوفی درویش ببند /  تا به جانت رسد از کوی دل ، آواز سروش

امام(ره) در این بیت ضمن رد درویش و صوفی گری، خطاب به سالک الی الله متذکر می شود که  اگر می خواهی به خدا و حرف حق برسی  مواظب باش فریب دراویش دکان دارِ پردعا را  نخوری. یا در نامه ای به یکی از دوستانشان می نویسد:

«به خوش سخنی ارباب تصوف و عرفان رسمی خشنود مباش، وبه دعاوی و طامات پر سر و صدای اهل خرقه راه مسپار ، چراکه صرف همت در همه ی این ها و تکیه بر آنها شکست و هلاکت است.» (2)

اتفاقا حضرت امام در نامه ای به همین مضمون به یکی دیگر از شاگردانش به نام آقا میرزا جواد همدانی بعد از توصیه و بر حذر نمودنش از لذات و شهوات دنیایی و ریاست ظاهری و عبادت ظاهری و مفاهیم مبهم فلسفه مرقوم می دارد :

«نه شیوایی ارباب تصوف و عرفان ظاهری و نظم کلام ایشان را، و نه غرش رعد اهل خرقه و آذرخش ایشان – که ادعای رگبار معارف دارد، هیچ کدام را در برابر چشمانت قرار نده، که همه ی آنها حجابی اندر حجاب ظلماتی است انباشته بر هم و صرف کوشش در آنها مرگ و هلاکت است. وچنین کاری زیان آشکار و محرومیت ابدی و ظلمتی است بی پایان. » (3)

در همین راستا امام(ره) به  فرزند بزرگوارش مرحوم احمد آقا متذکر می شود که:

« ... آنچه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیری و کَلِّ بر خلق الله (بار بر مردم) باشی که این از صفات جاهلان متنسک است، یا درویشان دکان دار.» (4)

امام در شعری، صوفی خود خواهِ دنیا دار را اینگونه ملامت می نماید :

 صوفی صافی اگر هستی، بکن این خرقه را / دم زدن از خویشتن با بوق و با کرنا چه شد

زهد مفروش ای قلندر! آبروی خود مریز / زاهد ار هستی تو، پس اقبال بر دنیا چه شد

مرشد از دعوت به سوی خویشتن بردار دست / لا الهت را شنیدستم ، ولی الا چه شد (5)

یکی از مهمترین ایرادات بر صوفیه بحث بی نیازی از شریعت در برخی مراتب است این بی نیازی و استغنای از شریعت بر دو وجه است : «استغنای بدایتی»: استغناء در مسیر طریقت که برای همه امکان دارد و «استغنای نهایتی» : رسیدن به حقیقت و مقام قرب که برای همه امکان ندارد.

استغنای بدایتی به این معناست چون ولی و مرشد کامل است و دخل و تصرف در همه امور می تواند بکند ، در شرع هم می تواند دخالت کند و ولایت مطلقه کلیه الهیه دارد، صلاح می داند که شما فلان کار یا نماز را نخوانید که استغنای بدایتی است یعنی بی نیازی از شرع در طی طریق ، چون به زعم صوفی ها شارع به آنها گفته است.
استغنای نهایتی بدان معنی که صوفی ها معتقدند چون به حقیقت رسیدی نیازی به شریعت نیست چرا که هدف از عبادت، رسیدن به حقیقت بود. صوفی معتقد است که در طی این طریق ، الزامی بر انطباق دستورات قطب با شرع نیست و مخالف با شرع هم باشد بحثی نیست .
چون این اعتقاد صوفیه با قرآن وسنت مخالف بوده است سعی کردند دلایلی برای توجیه آن بیاورند لذا یکی از مهمترین آیاتی که به آن استناد میکنند آیه شریفه «واعبد ربک حتی یاتیک الیقین» است.( یعنی پروردگارت را عبادت کن تا زمان رسیدن به یقین) در حالیکه طبق نظر همه مفسرین شیعه و بسیاری از مفسرین سنی منظور از یقین در اینجا مرگ است و همچنین در هیچ کجای زندگی ائمه اطهار (علیه السلام) ترک عبادات وجود نداشته است. کسان دیگری از صوفیه نیز سعی کرده اند به شیوه های گوناگون این مساله را توجیه کنند .

نور علیشاه ثانی قطب دوم فرقه صوفی گنابادی از آن دسته است وی میگوید: «صوفی موحد است و موحد غیر محدود است و مذهب در حد است و صوفی رو به بی حدی است.»(6)  وی باز ادعا میکند که:

«پس از یقین عبودیت نیست ربوبیت است و تکلیف نیست.» (7) 

اما علما و فقهای بزرگ و عرفای بنام شیعه این تفکر صوفیه را زیر سوال برده و به شدت به آن حمله کرده اند از  زمره ی این  دسته از علما و عرفای  بزرگ اسلام، حضرت امام خمینی (ره) است که در کتاب سر الصلو ة ص 13 می نویسد:

«آنچه پیش بعضی اهل تصوف معروف است که نماز، وسیله معراج وصول سالک است و پس از وصول، سالک مستغنی از رسوم گردد ، امرباطل بی اصل و خیال خام بی مغزی است که با مسلک اهل الله و اصحاب قلوب مخالف است و جهل به مقامات اهل معرفت و کمالات اولیاء صادر شده است .»


بنابراین صوفیان فرقه ای و دراویش دکان دار که با عرفان ناب اسلامی غریبه اند دست به دست هم داده اند تا با روش شیادانه و با دعاوی بی پایه و اساس و کژاندیشی خود ، شخصیت علمی و معنوی حضرت امام را به نفع خود مصادره نمایند و با تحریف در سیره ی عملی ایشان بازار فرقه ضاله ی خویش را گرم کنند. آقای سید علی خمینی نوه بزرگوار حضرت امام دردمندانه به این مهم پرداخته و اشاره می نامید:

«سهل است که حتی اندیشه های او را هم به درستی تحلیل نکرده ایم، بازار تفسیر به رأی ها گرم است و هر کس امام را از آن طور که خود می اندیشد و آنگونه که خود دوست دارد تحلیل می کند.»(8)

لذا باید عرض کنم که گاه جاه طلبی ها و نادانی ها و منفعت طلبی های پیشوایان فرقه دار و مسلک ساز باعث  شده است تا کجراهه ی انحرافی همراه با ساز و برگ هایی در آراء و شخصیت حضرت امام (ره) بوجود آورند که به قول نظامی :

دین تو را در پی آرایش اند / در پی آرایش و پیرایش اند

بس که بستند بر او برگ و ساز / گر تو بینی نشناسیش باز

  پس در چنین شرایطی به حکم اینکه در برابر انحرافات واقعی نباید سکوت کرد و مهم تر اینکه سکوت نوعی موضع گیری است می بایست در مقام پاسخگویی برآمد و جایگاه با عظمت حضرت امام و سیره الهی ایشان را به صورت درست در جامعه و بخصوص برای نسل سوم انقلاب تبیین نمود.  

ادامه دارد...

منابع:

1. مجله حضور ویژه سی سالگی انقلاب ص 13 و 15 ستون اول

2.نامه های عرفانی امام خمینی (ره) چاپ چهارم سال 1386 - انتشارات تشیع ص 35 نامه به آقا سید ابراهیم خوئی (مقبره ای)

3.همان ص 30 نامه به آقا میرزا جواد همدانی

4. همان ص 79 نامه به فرزند بزرگوارش مرحوم آقا سید احمد خمینی

5.دیوان حضرت امام (ره) چاپ سوم ص 176 تنظیم نشر و آثار حضرت امام(ره)

6.صالحیه حقیقت ص  233

7.صالحیه حقیقت ص 411

8.مجله حضور ویژه سی سالگی انقلاب ص 13
[ یکشنبه 31 اردیبهشت1391 ] [ 11:6 ] [ اویس ] [ ]
سران این فرقه برای آنکه بتواند به ریسمانی محکم چنگ زده و افکار جامعه را متوجه خود کنند، بعد از رحلت امام خمینی (ره) با جستجو در آثار ایشان به نام یکی از قطبهای فرقه که فقط به عنوان مثال نام او ذکر شده بود برخوردند. این قضیه همچون پیراهن عثمان، آغازی شد بر تحریف اسلام و سیره بینیان گذار انقلاب.

 

بولتن نیوز: بخش اول گفت و گو با حجت الاسلام عبدالرحیم بيرانوند، کارشناس فرق و اديان حوزه علميه قم، در مورد ادعاي دراويش، مبني بر تأييد حضرت امام (ره) از آنان به عنوان آیا دراویش گنابادی مورد تأیید حضرت امام(ره) بودند؟ منتشر شد. بخش دوم این مصاحبه که به دلايلي با تأخير روبرو بود در ادامه خواهد آمد.

بولتن:استنادات و دلايل روئسا و تئوري پردازان فرقه صوفيه از اينکه حضرت امام (ره)آنان را تأیید نموده است چيست؟

حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند: همانطور که در بخش اول عرایضم اشاره نمودم بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران اغلب روسای صوفیه موقعیت خود را در خطر دیدند و فرار از ایران را بر قرار ترجیح دادند و رهسپار دیار فرنگ شدند، عده ای از آنان امثال گنجویان قطب فرقه ذهبیه دزفول به انگلستان گریختند و تا پایان عمر نیز همانجا ماندند و عده دیگری مانند جواد نوربخش به آمریکا و گروه دیگر مانند مصطفی آزمایش سخنگوی فرقه نعمت اللهی بیدختی به فرانسه گریختند. البته تعدادی از سران این فرقه با سالوسی هر چه تمام در کشور مانده و به شکل کاملا نرم و با مقاصدی مادی، نه معنوی دراویش فرقه را تحت سلطه خویش قرار دادند و راه ترکستان را به آنان نمایانده و از صراط مستقیمي که به کعبه وصال منتهی می شود منحرف نمودند.


اما عده ای که ماندند به خاطر اینکه بتوانند جواز ماندن بگیرند نام خانقاه ها را به حسینیه تغییر داده و خود را به بدنه حکومت نزدیک کردند، حتی عده ای از آنان در برخی از ادارات و منصب های مختلف حکومتی نفوذ کردند. یکی از مهمترین حربه های سران فرقه برای گرفتن جواز فعالیت در کشور و مصونیت از هر گونه خطر احتمالی از ناحیه انقلاب، نزدیک نشان دادن خویش به تفکرات حضرت امام خیمنی ره به عنوان بنیان گذار و نقطه پرگار حرکت عظیم ملت شریف ایران بوده است.

بعد از رحلت امام خمینی، در راستای عملیاتی کردن این ترفند با جستجو در آثار حضرت امام خمینی (ره)، به جمله ای در تفسیر سوره حمد که نام یکی از اقطاب فرقه بدون هیچ گونه تأییدی ذکر شده بود رسیدند، اینگونه بود که با علم کردن پیراهن عثمان توسط سران فرقه و مزدوران قلم به دستشان، تحریف در مشی عملی و علمی ایشان را آغازکردند.

بولتن:مگر جمله حضرت امام در تفسير سوره حمد چه بود که دراويش از آن سوء استفاده نمودند؟

بیرانوند:جمله حضرت امام در تفسیر سوره حمد که دراویش از آن سوء استفاده ها نموده اند این است که ایشان می فرمایند: «عرفائی که در طول این چند قرن آمده و تفسیر کرده اند نظیر محیی الدین در بعضی از کتابهایش، عبدالرزاق کاشانی در تأویلات، ملاسلطانعلی در تفسیر، اینها که طریقشان، طریقه معارف بوده است بعضی شان در آن فنی که داشته اند خوب نوشته اند، لکن قرآن عبارت از آن نیست که آنها نوشته اند»

حضرت امام در ابتدای تفسیر سوره حمد به مناسبت از تفاسیری من جمله" بیان السعادة "که عده ای معتقدند تألیف شخص دیگری است لکن به نام ملاسلطانعلی بیدختی می باشد، نام برده اند. با همین بهانه تعدادی از تئوریسین های تصوف تشکیلاتی از قبیل شهرام پازوکی و ابوالحسن تنهابی در نوشته های خود با سبک و سیاق حلیه های فرقه ای تا به امروز کوشیده اند مشاهیر و مفاخر جهان تشیع از جمله حضرت امام (ره) را صوفی وابسته به شجره فرقه تشکیلاتی نعمت اللهی و نيز اشاره ایشان به تفسیر بیان السعاده را سند حقانیت خویش و بلکه ایشان را درویش معرفی کنند.

در صورتی که اینگونه استناد نمودن، در تدریس و تألیف وابسته به حوزه و دانشگاه کاری رایج و مرسوم بوده و هست و لذا نمی توان به استناد چنین روشی معمول، که سنت تحقیق و تدریس می باشد، مدعی شد گوینده یا نویسنده به دین و مذهب و مسلک شخصی است که به کلام و رأی او استناد کرده اند، بنابراین باید اشاره کرد که در متن صحبت های حضرت امام نام تفاسیری از شیعه و سنی آورده شده است که همین ثابت می کند ایشان در مسیر شروع تفسیر سوره حمد، تفاسیر متعددي را دیده اند و البته این کار تأیید صاحبان تفاسیر نیست.

علاوه بر این اگر جمله « لکن قرآن عبارت از آن نیست که آنان نوشته اند» را در نظر بگیریم متوجه می شویم که دیدگاه عرفانی حضرت امام(ره) ورای نظراتی است که امثال ملاسلطان ارائه کرده اند و حتی تفسیر امثال ایشان را تفسیر قرآن نمی دانند، مضافا بر اینکه آوردن اسم ملاسلطان در تفسیر سوره حمد دلیل بر تأیید فرقه گنابادی نیست.

اگر آوردن اسامی در کتب دلیل بر حقانیت و یا قائل بودن نویسنده کتاب به مسلک و مرام اشخاص و پیروان ادیان باشد هر آینه می بایست نتیجه گرفت که با نام آوردن قرآن از کتب انجیل و تورات، پیروان این کتب به هر شکل مورد تأیید قرآن می باشد در حالی که چنین نیست، یا نمی شود گفت آوردن نام بسیاری از نویسندگان و علمای اهل سنت در کتب حضرت امام در کتابهایش دلیل بر سنی بودن امام (ره) و تأیید آنها می باشد.

و همچنین بسیارند دانشمندان شیعه که از علمای سنی مذهب یا مسیحی به خاطر آثارشان تمجید نموده اند؛ از جمله این افراد استاد شهید مطهری که از جرج جورداق مسیحی به خاطر کتاب «علیًٌ صوتٌ علی العداله الاسلامیه » تقدیر فراوان نموده اند، همینطور مقام معظم رهبری که در فرمایشات خویش از سید قطب اندیشمند سنی مذهب یاد می نمایند. آیا باید چنین استنباط کرد که شهید مطهری و مقام معظم رهبری مسیحی و سنی می باشند و یا همه مسیحیان و اهل سنت را تأیید نموده اند.

در جمله حضرت امام که فرموده اند: « بعضی شان در فنی ....» دو نتیجه می توان گرفت:

1- مشخص نیست منظور امام کدام یک از آن سه تن می باشد.

2- تفاسیرشان فقط در همان فن، خوب نوشته شده است، که اتفاقا عده ای معتقدند تفسیر ملاسلطان منسوب به ایشان است و این تفسیر را دیگران برای او نوشته اند یا حتی بعضی معتقدند که ملاسلطان اقدام به سرقت ادبی نموده است. نهایتاً آن جایی که امام ره می فرمایند: « لکن قرآن عبارت از آن نیست که آنها نوشته اند»تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...






بولتن:شما فرمودید که عده ای معقتدند که تفسیر بیان السعاده را دیگران نوشته اند، ایا ممکن است در این مورد بیشتر توضیح دهید؟

حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند:بله، اصل استناد کتاب بیان السعادةبه حاج ملا سلطان بیدختی موسس فرقه نعمت اللهی بیدختی مورد تردید است. برخی از علمای بزرگ مانند حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی صاحب کتاب معروف « الذریعه الی تصانیف الشیعه» استناد این کتاب به ملا سلطان را نپذیرفته اند، امری که طبق استناد به کتاب خورشید تابنده صفحه 307 در ملاقات سلطان حسین تابنده با حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی صاحب الذریعه مورد اعتراف تابنده واقع شده است.

یکی دیگر از شواهدی که استناد این کتاب به وی را مخدوش می نماید، عربی بودن این کتاب است، در گذشته و حتی در بین معاصرین متداول است که کتابها و رسایل علمی را به زبان فنی و عربی می نوشتند در حالی که تمام تألیفات فنی و علمی ملاسلطان به جز تفسیر بیان السعادة به فارسی نوشته شده ، لذا استناد آن به وی مورد تردید است.

از جمله کسانی که استناد تألیف این کتاب را به ملاسلطان نپذیرفته است جناب مرحوم حاج شیخ محمد باقر گازاری از علماء و محدثین بنام بیرجند در کتابش تحت عنوان« اکفاء المکائد و اصلاح المفاسد»که در رد صوفیه، شیخیه و بابیه است، که در باره ملا سلطان و کتاب تفسيرش می نویسد:« پس ببین چقدر از کتاب و سنت بی خبر است و از اینجا می توان تصدیق کرد آن چه را بعض ثقات ذکر کرده اند که تفسیر از خود این صوفی نیست بلکه آن را به خط قدیمی دیده و آنرا صوفی دیگر مبدعی نوشته، و این درویش دست از معارف و علوم تهی به اسمش رواج داده و مضامین آنرا نفهمیده»اکفاء المکائد و اصلاح المفاسد صفحه59.

که البته این گفتار شیخ محمد باقر توسط سلطان حسین تابنده در کتاب نابغه علم و عرفان صفحه 232 با تلخی ذکر شده است.همچنین حاج شیخ عباسعلی کیوان قزوینی معروف به منصور علیشاه شیخ تائب فرقه صوفیه نعمت اللهی بیدختی که در ایام ملاسلطان شیخ فرقه بوده است و از مشایخ نورعلیشاهی و صالح علیشاهی نیز به شمار می آید، که بعد از سالیان متمادی در کسوت درویشی تا حد قطبیت در فرقه پیش رفته است و در اواخر عمر توبه نموده، لهذا جهت روشن گری و افشا گری کتب متعددی در رد این فرقه می نویسد.

از جمله کتاب های ایشان، می توان به کتاب « رازگشا، بهین سخن، استوار، ثمره الحیات، کیوان نامه و ...» نام برد، که همین جا خواندن این کتب را به خواندگان عزیز توصیه می نمایم.

ایشان در کتابهای خویش نسبت به استناد این کتاب به ملاسلطان اعتراض نموده و اعلام می نماید که این کتاب حاصل تتبع جمعی از نویسندگان از جمله خود وی بوده است. که البته جناب سلطان حسین تابنده در کتاب نابغه علم و عرفان صفحه 230 در کمال ناشي گري در مقام دفاع از کتاب بیان السعادة جدش و رد ادعاي کيوان اعترافا می نویسد : « تصحیح نسخه چاپ، توسط مرحوم شیخ رضا تهرانی ملقب به شیخ الحکماء و حاج شیخ عباسعلی کیوان قزوینی بوده است،» وي در ادامه می نویسد: « و حاج شیخ عباسعلی کیوان قزوینی چند حاشیه مختصر نیز بر این کتاب نوشته که بعداً مورد اعتراض دانشمندان واقع شد....»


ادامه دارد..
 
[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ 21:55 ] [ اویس ] [ ]
 

بسمی تعالی

بولتن نیوز: در شهرستان بروجرد به سخنرانی و کار فرهنگی مشغول بود و امامت مسجد النبی(ع) این شهرستان را بر عهده داشت. مسجدی که در نزدیکی خانقاه سابق دراویش واقع شده بود و از مدتها قبل با انجام امورات فرهنگی سعی می کرد به طور کاملا فرهنگی با معضل دراویش برخورد نماید. مسجدی که با برگزاری کارگاه های علمی و دعوت از میهمانانی فاضل سعی میکرد از حریم اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله وسلم) دفاع نماید. همین مسجد بود که در پاسخ دعوت به مناظره , ناجوانمردانه از سوی دراویش گنابادی مورد حمله قرار گرفت و نمازگزاران آن ربوده شده و به گروگان گرفته شدند و به همراه امام جماعت مورد ضرب و شتم قرار گرفت!.

در سال 86 و در طی حمایت های پی در پی « کروبی» از دراویش و اهانتش به اهالی بروجرد که آنان را «مارکسیسم و ساده اندیش» خوانده بود، نامه ای به وی نوشت که هنوز با گذشت چند سال از نوشتن آن، خواندنی است.

.در کنار تحصیلات حوزوی دارای تحصیلات دانشگاهی نیز هست، از فعالان فرهنگی و دارای چندین تـألیف در باب نقد و بررسی فرق و مذاهب دینی و دهها مقاله در همین زمینه و همچنین موضوعات انقلاب اسلامی می باشد.


ادامه مطلب
[ دوشنبه 17 بهمن1390 ] [ 18:8 ] [ اویس ] [ ]

 

اگر چه به اعضای فرقه گنابادی تلقین کرده اند که این فرقه ظاهرا مانند سایر فرقه های صوفیه سیاسی نیست ولی در حقیقت از نظر نورعلی تابنده این فرقه فقط ابزاری است جهت مخالفت سیاسی با انقلاب اسلامی که نورعلی تابنده با دوستان لیبرال جبهه ملی خود مانند فروهر ها و.. سالها با آن مبارزه کرده اند.

یکی از مهمترین راهبردهای نورعلی تابنده تضعیف نظام اسلامی و ایجاد تشنج در داخل کشور است تا بتواند انقلاب اسلامی را متهم به نقض حقوق بشر کند.

زارا نورانی

زارا نورانی از دراویش گنابادی ساکن انگلستان است.سابقه دوستی دیرینه ای با قطب فرقه دارد.او مانند مصطفی آزمایش مسئولیت تخریب وجهه نظام اسلامی را به عهده دارد.این فرقه برای اینکه بتواند سایر گروه های ضد انقلاب و یا حتی مجامع بین المللی را با خود همراه سازد کمیته ای با عنوان "کمیته حمایت از حقوق دراویش و دانشجویان "را راه اندازی کرده است.البته بماند که مساله دانشجویان چه ربطی به این دراویش دارد.

 زارا نورانی اصولا یک آدم لامذهب است که نام خود را از زهرا به زارا تغییر داده است.او در لندن با اعضای گروه های چپ،منافقین و جبهه لیبرال لندن ارتباط دارد.

نمایش موهن سال ۸۹

در سال ۱۳۸۹ نمایش موهنی توسط زارا نورانی و دوستان درویشش در اهانت به نظام اسلامی،روحانیت و سپاه برگزار شد.

در این نمایش موهن که خود زارا نورانی نقش یک درویش را بازی می کرد اهانتهای فراوانی به نظام شد که فقط چند تصویر از آن را اینجا می گذارم.

ارتباط با بهائیت

وی ارتباط فراوانی با بهائی های مقیم لندن بویژه بی بی سی فارسی دارد.مهمترین عنصر ارتباطی وی بهروز آفاق است.

 

 

 

[ یکشنبه 27 آذر1390 ] [ 17:58 ] [ اویس ] [ ]

بسمه تعالی

 

الف: تفرقه و اختلاف  هدف اصلی استعمار، جهت انحراف در انقلاب های اسلامی منطقه

یکی از اهداف مهم و کلی استعمار در منطقه، ایجاد «اختلاف و تفرقه» است. برای استعمارگران ، ایجاد اختلاف در بین مسلمانان ، هرچند در حد اختلاف دو شهر ، دو قبیله و دو طایفه،همیشه یکی از اهداف مهم و اساسی بوده است. برای نمونه می توان به اختلاف بین شیعه و سنی اشاره کرد . در جریان اشغال عراق و افغانستان و همچنین پاکستان، توسط امریکا  در منطقه،  همواره دست دشمن در این اختلاف افکنی ها نمایان تر بوده است.

 در جریان انقلاب ملت بحرین ، ..................

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 2 آذر1390 ] [ 21:58 ] [ اویس ] [ ]

نظر مقام معظم رهبری


حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله)


در مورد صوفیگری


         http://www.netiran.net//uploads_user/5000/4807/17207.jpg

استفتاء :



آیا شرکت کردن در مجالس و محافل صوفیه و انجام اعمال و گفتن اذکار آنان و حضور در خانقاه آنها چه صورت دارد؟



ج : جایز نیست و کسانی که اوامر و نواهی قرآن کریم را قبول داشته و به امامت ائمه (علیهم السلام) معتقدند چه بهتر است که اسم جداگانه و آداب و رفتار جداگانه را که لازم نیست بلکه مضر است کنار گذاشته و در جماعت عظیم ملت بزرگ و مسلمان خود منسلک باشند



(مسائل جدید سید محسن محمودی/جلد 1/ص20)



 



استفتاء :



برخی از مدعیان عرفان با گرایش به صوفیگری اعتقاداتی را ترویج می کنند که نهی جوانان از ازدواج، مناجات کردن اطرافیان با آنها و طرح مسئله شریعت و طریقت از جمله آنهاست. آیا این افکار قابل قبول است و شرکت در مجالس این چنین افرادی چه صورت دارد؟



ج: افکار مذکور صحیح نیست و ترویج باطل جایز نمی باشد.



(مسائل جدید سید محسن محمودی/جلد5/ص29)



 



استفتاء :



حضور در خانقاه و شرکت در مجالس صوفیه و پیروی از دستور قطب و امثال آن چگونه است؟



ج: موارد مختلف است و راه نجات و رستگاری، پیروی از طریقه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام که مراجع بزرگوار تقلید، مبین آن هستند، می باشند.



(مسائل جدید سید محسن محمودی/جلد 3/ص101)



 



استفتاء :



اگر کسی در خواندن سوره حمد در نماز خود در موقع گفتن ایاک نعبد و ایاک نستعین قصد کسی کند (اعم از ائمه یا مرشد و قطب مانند صوفیان) و صورت او را در نظر بگیرد و یا شکل او را در ذهن حاضر کند و بگوید خطاب باید به خدا باشد و چون خدا را نمی بینیم تا مخاطب خود قرار دهیم باید طلعت احمد و حیدر را در نظر بگیریم و چون نمی توانیم صورت آنها را نیز تصور کنیم باید صورت مرشد را که ولی می باشد تصور نمائیم. آیا این عقیده درست و نماز چنین شخصی صحیح است یا خیر؟



ج: در هر صورت، مخاطب قرار دادن غیر خدا در قرائت نماز و دعا مبطل نماز است و این عقیده ی فاسدی است.



(مسائل جدید سید محسن محمودی/جلد 3/ص103)



 



استفتاء :



فرقه ای وجود دارد که خود را « علی اللهی » می نامند، یعنی امیر المومنین علی بن ابیطالب را خدا دانسته و به دعا و طلب حاجت، به جای نماز و روزه اعتقاد دارند. آیا اینها نجس هستند؟



ج: اگر اعتقاد داشته باشند که امیر المونین علی بن ابیطالب علی (علیه السلام) خدا است، حکم آنها مانند غیر مسلمانهایی است که اهل کتاب نباشند، یعنی کافر و نجس می باشند. و کمک به ترویج این عقیده فاسد حرام است.



(اجوبه الاستفتائات/چاپ الهدی-1384/ص68)

[ دوشنبه 2 آبان1390 ] [ 22:25 ] [ اویس ] [ ]
در پی بروز تجمع عده ای از دراویش کوار (جمعه 11/6/1390) که با برنامه ریزی قبلی با تهیه ماشین های پر از سنگ و چوب و شیشه و اسلحه گرم و سرد اقدام به حمله به مردم نموده با بالا گرفتن دامنه اغتشاشات، مرحوم وحید بنایی که درویش نبوده و در واقع نظاره گر این درگیریها بوده است در حاشیه این اغتشاشات تیری به پای وی اصابت می نماید.

پروژه کشته سازی آغاز می شود

در همین بین مرحوم بنایی که اصلا درویش نبوده بلکه سابقه فعالیت در بسیج را نیز داراست، توسط عده ای از دراویش به مکان نامعلوم و دور دستی  که متعلق به یکی از اعضای این فرقه است، منتقل می گردد در حالی که مرحوم باید فورا به مراکز پزشکی منتقل می شده و مورد مداوا قرار می گرفته است.

به همین علت است که مرحوم بنایی به علت خونریزی شدید و دیر رسیدن به مراکز درمانی و مداوا فوت می نماید.

پرسشهای بی پاسخ
۱- چرا دراویش مدعی، این مرحوم را به جای انتقال به منزل و مخفی نمودن ، به مراکز درمانی منتقل نکرده و موجب مرگ آقای وحید بنایی شده اند؟؟؟
۲- چرا بعد از اینکه مطمئن می گردند که نامبرده امیدی به زنده بودنش وجود ندارد این مرحوم را به بیمارستان منتقل می نمایند .!؟
۳- علت خوشحالی و تبریک برخی از دراویش سروستان با این مضمون که مبارک است ما هم شهید دادیم چه می باشد ؟ این در حالی است که بنا به تأکید پدر و برادر و سایر اقوام مرحوم بنایی، این مرحوم اصلا صوفی نبوده است.
۴- با توجه به وضعیت اغتشاش در این شهرستان و عدم امکان ارتباط گیری به صورت عادی تلفن های ماهواره ای فعال، چگونه اخبار این فرقه را در خصوص این مرحوم لحظه به لحظه به مقر پاریس مخابره می نموده اند. ؟
۵- چرا این مرحوم حتی یک بار در مجالس رسمی دراویش شرکت نکرده است؟ و حال اینکه سران فرقه تأکید بر صوفی بودن وی می نمایند؟

6- آیا این پروژه شهید سازی سران دراویش به نفع این فرقه نیست. ؟

7- در خصوص سابقه حضور و فعالیت این مرحوم در بسیج آیا توضیحی دارند.؟

8- در خصوص سوء استفاده سران فرقه گنابادی از این مرحوم و انتسابش به دراویش گنابادی و مصادره کردن وی و معرفی کردنش به عنوان اولین شهید صوفی در مقابل نظام ، پدر و برادر و دایی های مرحوم بنایی که خود سالها خادم ابا عبدالله حسین و بسیجی مرید رهبر بوده، طی تنظیم شکایتی از دراویش فتنه گر و اعلام برائت همه جانبه از فرقه ی بدعت ساز تصوف خود را از این اتهام بری دانسته اند. حال سران فتنه گر و وابسته به شبکه های جاسوسی غرب که هر فرصتی را غنیمت شمرده و از آن به نفع خود سوءاستفاده میکنند در برابر این اسناد چه پاسخی دارند،؟

نامه اعلام برأت پدر و برادر مرحوم بنایی از دراویش گنابادی


بقیه اسناد در ادامه مطلب....


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 20 مهر1390 ] [ 12:58 ] [ اویس ] [ ]

دیدگاه آیت الله مرعشی نجفی (ره) در مورد صوفیه

  http://www.bfnews.ir/images/docs/000011/n00011233-b.jpg

 

آیت الله مرعشی نجفی رضوان الله علیه در تعلیقشان بر کتاب « إحقاق الحق » فرموده اند :

 

به نظر اینجانب، مصیبت صوفیه بر اسلام از بزرگترین مصائبی است که ارکان اسلام را ویران کرده و به بنیان آن خلل وارد نموده است و آن را درهم شکسته است.

 بعد از تفحص زیاد و جستجو در لابلای سخنان صوفیه و ملاقات با رؤسای فرقه های مختلف آن، برایم روشن شد که این درد از راهبان مسیحی و دیرنشینان به دین اسلام سرایت کرده است. گروهی از اهل سنّت مانند حسن بصری، شبلی، معروف، طاووس، زهری، جنید و ... آن را آموختند، سپس از آنان به شیعه سرایت نمود تا اینکه امرشان بالا گرفت و پرچم هایشان برافراشته شد، به گونه ای که از اساس دین، سنگی را بر سنگی باقی نگذاشتند، نصوص قرآن و سنّت را بر خلاف ظاهر آیات تأویل نمودند و با احکام فطری و عقلی اسلام مخالفت کردند و به وحدت وجود بلکه موجود معتقد شدند و به عبادات صوفیانه و مداومت بر أوراد و أذکاری که سراسر از کفریات و أباطیل پر بود و ساخته رؤسای صوفیه بود پرداختند و ملتزم به نوعی از ذکر که آن را ذکر خفیّ قلبی نامند، شدند که از طرف راست قلب شروع شده و به طرف چپ قلب ختم می شد.

گاهی از آن به السفر من الحق إلی الخلق تعبیر می کنند و گاهی آنرا فرود از قوس صعودی به نزولی نامند. و عکس این سیر را السفر من الخلق إلی الحق نامند که از آن گاهی تعبیر به عروج از قوس نزولی به صعودی می شود. چه عجیب است این أوراد و أذکار و اعتقادات بی اصل و اساس و گزاف.

 

 (نشریه مذهبی نور سلوک1به نقل از تنزیه المعبود فی الرد علی وحده الوجود ص463 و464)

 

[ سه شنبه 12 مهر1390 ] [ 12:9 ] [ اویس ] [ ]

مصطفی آزمایش نماینده فرقه گنابادی و جاسوس دستگاه اطلاعاتی فرانسه در راستای فشار سیاسی و حقوق بشری به جمهوری اسلامی ایران از دراویش گنابادی درخواست کرد ضمن افزایش مخالفت‌ها با نظام اسلامی تجمعی را آغاز کنند.

به نقل از گزارش رجانيوز، دو هفته قبل جمعي از دراويش گنابادي با سلاح‌هاي سرد و گرم به مردم شهر كوار در استان فارس حمله كردند و تعدادي را نيز با گلوله زخمي كردند که حال دو تن از زخمی شده‌ها وخیم است.

اما در مقابل، ستاد سازماندهي اين فرقه به‌جاي عذرخواهي از حمله به مردم براي تجمع و درگيري در اعتراض به آنچه كه آن را "سركوب" خوانده، فراخوان داده است.

در مقابل، جمعیت حمایت از آسیب دیدگان فرقه ای در کشور نيز طی درخواستی از مسئولین خواستار صدور مجوز تجمع در مقابل خانقاه فرقه گنابادی در تهران شده تا نسبت به همگرایی سران این فرقه انحرافی با دستگاه‌های جاسوسی بیگانه اعتراض کنند.

[ دوشنبه 28 شهریور1390 ] [ 13:22 ] [ اویس ] [ ]

                                      


مستر همفر جاسوس انگلیس در کشورهای اسلامی در خاطرات خود ص46 دستور العملی

را از وزارت امور خارجه انگلیس در مورد مسلمانان افشا می کند. وی می نویسد:


« با ترویج  حلقه های تصوف و رواج دادن کتابهایی که مردم را به زهد و بی

میلی به دنیا فرا می خواند....  می توان مردم را در حالت سرگردانی وعقب

ماندگی فرهنگی واقتصادی قرار دارد.»

[ جمعه 25 شهریور1390 ] [ 10:11 ] [ اویس ] [ ]
درباره وبلاگ

امام خامنه ای :

البته مواظب باشيد توي دام عنکبوتهاي دنيادار وارد نشويد. الان اين روزها از اين چيزها زياد است و دکان دارهايي که به اسم معنويت ادعا ميکنند امام ديديم فلان ديديم هيچ واقعيتي هم ندارد. حواستان باشد که اسير آنها نشويد.

ارديبهشت 86 در جمع دانشجويان بسيجي

امکانات وب